حاجي فيروز ، تخم مرغ و ماهی قرمز ، از اسطوره ها تا نوروز و هفت سین ايراني
ساعت ۱٢:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۱ فروردین ،۱۳۸٥  

حاجي فيروز ، تخم مرغ و ماهی قرمز ، از اسطوره ها تا نوروز و هفت سین ايراني

از هر که پرسيديم هيچ کس نمی داند هفت سين چرا هفت " سين " دارد يا حاجي فيروز نشان چيست و تخم مرغ رنگي چرا در سفره نوروز قرار ميگيرد و حتي ماهی قرمز کی و از کجا آمده، چگونه بر سر سفره هفت سين نشسته و حضورش دقيقاً برای چيست، اما همه می دانند که تحويل سال در غياب اين ها به دل نمی چسبد.
ماهي کوچولو ها چند روزی اهل خانه را شاد نگاه می دارد و کودکان را سرگرم ميکند و فقط همه همين را ميگويند

ماهي همان موجودی است که روزگاری در باور ايرانيان گاوی بر پشت داشت و گاو، جهان را بر شاخ نهاده بود؛ اما حالا بايد در خانه دو سه هفته ای را با زجر و محنت به سر آرد تا بميرد!

قديم تر ها که خانه ها بزرگ و حياط دار بود، او هم در حوض وسط حياط جايی برای خود می يافت و اهميتی نمی داد که وقت تحويل سال چند ساعتی را در تنگ کوچک بلورين سر کند، اما در روزگار آپارتمان نشينی، تنها خانه او همان شيشه تنگ است و بس.

آيا او همان ماهی قرمز کوچولو است که می گويند نشان از " وهمن امشاسپندان " دارد و جانداران را پشتيبان است!


ماهی – سرخ يا غيرسرخ – آن گونه که دکتر محمود روح الامينی استاد مردم شناسی دانشگاه تهران می گويد در نماد شناختی ايرانی نشان از زندگی دارد و از آن رو در کنار هفت سين نوروزی قرار می گيرد که نوروز سرآغاز زندگی دوباره طبيعت است و حضور ماهی از ميان انبوه حيوانات اشاره ای است به اين آغاز.

البته کسی نمی دانست که اين موجود (بی آنکه نامش با حرف سين آغاز شود) از چه زمان پای ثابت سفره هفت سين شده است؛ اما تحقيقات برو بچه هاي سايت " سوني کارت بيست " عاقبت نتيجه داد و به ما نشان داد که اين سمبل زيبا از چين وارد ايران شده و چون نام عربي آن ( سمک ) بوده و به همين خاطر در هفت سين جاي گرفته است

اين تحقيقات همچنان نشان داد تخم مرغ رنگ شده هفت سين نشان از نطفه و تولدي شاد دارد که مايه بقا و ماندگاري نسل بشر است و همچون بهار که طبيعت متولد ميشود اين سمبل نيز نشان از تولدي دوباره را با خود به همراه دارد

حاجي فيروز که آدمي سيه چهره اما با لباسي قرمز و در حال شادي است نيز نشان از موجودي است که از دنياي مردگان بازگشته و به همين خاطر روي او سياه است ولي در حال شادي است چون دوباره زنده شده و به زندگي بازگشته است و اين خود نمادي ديگر از بهار و نوروز است و شايد بتوان آن را شبيه به بابانوئل مسيحيان دانست

دکتر ميرجلال الدين کزازی استاد ادبيات دانشگاه شهيد بهشتی ميگويد نمی تواند ردپايی از ماهی سرخ در آبشخورهای کهن به دست دهد، اما درباره کارکرد ماهی در فرهنگ و باور شناختی ايرانی سخنان درخوری دارد: «ماهی از آن روی که با آب در پيوند است، پديده ای خجسته و بشگون و اهورايی شمرده می شود و به نشان فال نيک در خان نوروزی نهاده می آيد. از سوی ديگر شايد بتوان اين نشانه را هم مانند ديگر نشانه ها و نمادهايی که در خان نوروزی يا هفت سين می بينيم، در پيوند با ستايش روشنايی و خورشيد دانست.»

او افسانه نهادن جهان بر شاخ گاو و جای گرفتن گاو بر ماهی را يادآور می شود و می افزايد: «گاو در نمادشناسی ايرانی نشانه رازآلود زمين يا جهان فرودين پيکرينه است که در ادب پارسی، جهان آب و گل خوانده می شود؛ در برابر شير که نماد خورشيد و آسمان است. از آنجاست که اين گاو بر ماهی ايستاده و بنياد و پايگاه زمين يا جهان پيکرينه آب و گل است.»

به هر روی ماهی سرخ نوروز تا از اعماق اسطوره ها به پای سفره هفت سين بيايد، راهی دور و دراز و گاه پرمشقت را می پيمايد. اين ماهی دوست داشتنی که به طور متوسط بين ۱۲ تا ۲۰ سال عمر می کند و در موارد نادری ۳۰ و ۴۰ را از سر می گذراند، از خانواده کپور ماهيان است و حدود ۱۵۰۰ خواهر و برادر دارد که برخی چون او تزئينی و برخی خوراکی اند.

در رديف ماهيان گرم آبی و پرطاقت جای می گيرد و می تواند با اکسيژن بسيار کم به زندگی ادامه دهد. از اين رو تکثيرش فرايند پيچيده ای ندارد و در خانه های روستايی و با امکانات ابتدايی نيز صورت می پذيرد.

آغاز تکثير معمولاً از خرداد ماه است و از اوايل اسفند سر و کلمه ماهی قرمز در بساط دستفروشان فصلی پيدا می شود. در حالی که طبق آمار شيلات ايران، هر ساله ۳۱ ميليون قطعه انواع ماهی تزئينی در کشور توليد می شود، توليد ماهی قرمز به تنهايی از مرز ۶۰ ميليون قطعه می گذرد و اين يعنی يک تجارت پرسود و تضمين شده است.


شيلاتی ها می گويند دست کم دو هزار نفر در سراسر کشور به طور مستقيم در پرورش ماهی قرمز دست دارند، اما اين مربوط به واحدهايی است که مساحت شان از ۱۰۰ متر افزون تر است و از شيلات پروانه دريافت کرده اند و گرنه تعداد پرورش دهندگان خانگی بايد به مراتب بيشتر باشد.

اين عده اخير را در زمره فقيرترين و خرده پاترين توليدکنندگان ماهی به شمار می آورند و هزاران دستفروش را که در بخش های پايين دستی شبکه توزيع فعال اند، بر تعدادشان می افزايند.

کار تکثير اغلب بی آنکه آسيبی به ماهی برسد، انجام می گيرد و اگر در واحدهای بزرگ و تحت نظارت باشد با استانداردهای بهداشتی همخوانی دارد. اما گرفتاری ماهی قرمز از زمانی آغاز می شود که پای در چرخه توزيع می نهد. هزاران هزار ماهی در دبه های کوچک و بزرگ، سوار بر وانت يا کاميونت يا حتی پشت خودروهای سواری به مراکز فروش حمل می شوند و خود را در مرحله قيمت گذاری می يابند.

مردم در خانه ها ماهی قرمز را در تنگ های کوچک رها می سازند و گاه از سر دوستی با ماهی تلنگری هم به تنگ می زنند تا به حرکت درآيد. آنها که مهربان‌ترند ، مرتب آب ماهی را عوض می کنند و غذا برايش می ريزند؛ غافل از آن که تلنگر و تعويض چيزی نيست مگر يک شوک بزرگ به ماهی و غذای زياد در حکم سم مهلک!

اما آنان که از مهربانی بی بهره اند، ماهی را يکسر به فراموشی می سپارند و آنقدر آب تنگ را عوض نمی کنند تا ماهی به شکل دردناکی می ميرد!

پس عجب نيست که اعلام شود از ۱۵ اسفند سال گذشته تا ۱۵ فروردين امسال دست کم ۵ ميليون قطعه ماهی بر اثر بيماری، سکته و نگهداری نادرست جان سپرده اند. پيکر آنها ميان زباله ها يا کنار جوی، هديه نوروزی شهروندان به گربه های ولگرد شهر بوده است!


هم از اين روست که يک متخصص محيط زيست می گويد: «اگر مردم می دانستند که حتی توليد صدا در ماهی قرمز ايجاد ترس و مرگ می کند، اگر می دانستند که در آب کلردار آرام و بی صدا می سوزد و نياز به جای وسيع و آب پرخزه دارد، آن وقت هرگز ماهی های قرمز را قربانی سفره های هفت سين خود نمی کردند.»


ولی تا آنجا که به ماهی قرمز مربوط است، اگر تاب آورد و عيد را از سر بگذراند، چند گونه سرنوشت را پيش روی خويش می يابد: يا در تنگ می ماند تا بميرد يا اگر خوشبخت باشد به حوض خانه راه می برد يا در حوض يک مسجد يا امامزاده رها می شود.

شايد هم در روز سيزده بدر به آبگيرهای طبيعی سپرده شود و جای وسيعی برای خود پيدا کند. با اين حال حتی يک حساب سردستی نشان می دهد که محتمل ترين گزينه برای موجودی که نماد زندگی در سفره هفت سين است، مرگ است!

حتی اگر نيمی از ۶۰ ميليون ماهی عرضه شده در شب عيد زنده می ماندند، سال ديگر کمتر خانواده ايرانی نيازمند خريد ماهی قرمز بود، ماهی قرمزی که می گويند نشان از وهمن امشاسپند دارد و جانداران را پشتيبان است...